X
تبلیغات
عشق جاویدان اما ناممکن

عشق جاویدان اما ناممکن

دلنوشته های خودم و نوشته های عاشقانه

let love each other

و سکوت می کنیم ...
هم من...
هم تو...
اصلا بیا یک خط زیر قانون خط های موازی بنویسیم...
دو خــط موازی هیــچ وقت به هـم نمی رسند...
... اما...
این دلیل نمی شود هـمدیگر را دوست نداشتـه باشند

برچسب‌ها: دلنوشته, اشکان, دنیا, 19 دی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:7  توسط دنیا  | 

یهو اومدی و یهو رفتی ...

بعضي آدمهــــــا يهـو ميــان . . . !
يهـو زندگيـتـــــو قشنگ ميکنن . . . !
يهـو ميشن همــــــه ي دلخـوشيت . . . !
يهـو ميشن دليـل خنــــــده هات . . . !
يهـو ميشن دليل نفس کشيــــدنت . . . !
... ... بـعــــد همينجـوري يهـو ميــــــرن . . . !
يهـو گنـــــــــــد ميـزنن بـه آرزوهــــات . . . !
يهـو ميشن دليل همــــــــه ي غصــه هات و همـــــــه ي اشکات . . . !
يهـو ميشن سبب بالا نيـــومدن نفسـت . . . !
نميدونم چرا يهو دلم گرفـــت 

برچسب‌ها: دلنوشته, اشکان, دنیا, 19 دی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:6  توسط دنیا  | 

سکوت ...

اینم خطاب به بعضیا که فک میکنن خیلی خوشم و هیچ غمی ندارم ...

بعضي ها گريه نمي كنند!..... اما از چشم هايشان معلوم است كه اشكي به بزرگي يك سكوت، گوشه ي چشمشان به كمين نشسته..........


برچسب‌ها: دلنوشته, اشکان, دنیا, 19 دی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:4  توسط دنیا  | 

پشت پنجره ...

از پشت پنجره ی بخار گرفته,

رقص مستانه ی تورا دید می زنم

باران بازیچه ی سرانگشتانت

می چرخد به اشاره ی تو.....

ومردمک چشمانم

خسته از این همه فاصله

در پس هر پلک,

تورادرآغوش می کشد......

لبانت پزیرای بوسه های مکررباران است

وچشمانت خیره به سمت بی قراری من

بی صدا,بی صدا ایت راهم آواز می شوم

ازپشت پنجره ی بخار گرفته,

به سمت چشمانت به پرواز در می آیم

شاید باران جایش را ...


برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:3  توسط دنیا  | 

آخرین تصمیم

مــــن به ایـــن جمله ایــــمان دارم :

"آخـــــــــرین تـــصمیم یک فـــرد نـــا امید ایـــنست که
خـــود را محــــکوم به تـــــنهایی میــــکند"
و مــــــــــــــن
آخریــــــــن تصــــمیم را گـــرفتم

برچسب‌ها: دلنوشته, اشکان, دنیا, 19 دی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:1  توسط دنیا  | 

باز باران

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد

باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه

بی ترانه،بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه

برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 6:0  توسط دنیا  | 

مرگ من

بعد او خــانه ی دل ، گشته ، چو ویرانه سرا
خـــود ندانــم به کجا میرود این دل! بخــدا!!!

خــسته ام بسکه بدل گفته ام از او بگـــذر
گـــریه ها کـــرده بـه غــم گفــــت

بین مـــرگ مــــرا


برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 5:53  توسط دنیا  | 

دفتر شعر من

دفــتر شعر به کنجی شد و آخر چه سود؟
جـز همین دفتر من ، کس بدلم یار نبود

می گـشایم به دگر باره دل دفــتر را
تا گــشاید دل ء افسرده و غمگین مرا

وتو ای دفترء شـعری که بدل هـمرازی
تو فقط با دل ء افسرده ء من می سازی

برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 5:51  توسط دنیا  | 

غم های عظیم

زندگانی همه غـــمهای مرا دامن زد
رنگء افـسردگی و غـم بدل و بر تن زد

سـینه آرامگهی شد ز همه عشق و امید
وه که عالم به کجا پایء منء خـسته کـشید

در شب ء غـــمزده ، بیدارم و همراه نـسیم
اشک بر دیده وآ لوده به غــمهای عظـیم

برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 5:50  توسط دنیا  | 

:'(

روح من بال گــشود و پی ء گمگشته خویش
رفـته هر سو، به تنء خـسته وبا،قــلب پریش

عاقــبت دید که او رفته وغمها باقی ست
آنکه برما همه کــس بود، دگر اینجا نیــست

برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه, شعر عاشقانه فارسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 5:49  توسط دنیا  | 

داستان واقعا زیــــــــــــــــــــبا

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد... در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت.

 

برای خواندن بقیه بفرمایید ادمه مطلب


برچسب‌ها: داستان, داستان عاشقانه, داستان زیبا, عاشقانه, عشق, عاشق واقعی, اشکان, دنیا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 19:21  توسط دنیا  | 

تو زیبایی

شبی به ماه گفتم:
ـ آیا زیبا تر از تو هم هست؟
پاسخ داد:
ـ به قلبت بنگر...
و من در قلبم تو را می بینم


برچسب‌ها: اشکان, دنیا, 19 دی
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 19:7  توسط دنیا  | 

me 2 u

همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمانرا از ياد ببرند من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم . تصويرزيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ، اي کاش بداني قصرآرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم
برچسب‌ها: اشکان و دنیا, عشق ناممکن, 19 دی
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 19:6  توسط دنیا  | 

آوای عشق


عاشق تنها...

امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام.....آرام ... باورت می شود ؟ دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت


برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 19:3  توسط دنیا  | 

دلتنگتم

گاه دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم

وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟

دلتنگم دلتنگ


برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه, اشکان, دنیا, عاشق, عشقولانه
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 19:2  توسط دنیا  |